«کَما» واژهای مرکب و در معانی تشبیه، تعلیل، استعلا و وصف مورد بحث اهل ادب است، اما این پژوهش با رویکرد توصیفی و بر مبنای تفاسیر ادبی قرآن به تحلیل آیات دارای «کَما» پرداخته است، زیرا قرارگرفتن «کما» در آیات نشان میدهد که اغلب بین دو گزاره مستقل بوده و جملات بعد از آن، جملاتی خبری است که تحقق و ثبوت امری در گذشته یا استمرار آن از گذشته به حال را میرساند. این ساختار نقش ارتباط بخشی مهمی بین عبارات کلام دارد که در فهم به بعد اکتفا ننموده، بلکه با قبل اتصال معنایی را تکمیل میکند. کارکرد خاص معنای این واژه با در نظر گرفتن فاعلیت حدث بعد کما نشان میدهد که گاه رویکرد تنبه دادن دارد، گاه در مقایسه گزارهای طرفین برای رسیدن به شباهتها و تفاوتهاست و گاه با استناد به گذشته، برای احتجاج، تعلیل، استنتاج و گزینش، توازن را به مخاطب نشان میدهد که در جهت هدایتی عبرت گرفتن، شناخت سیر تاریخی، تکرار تجربه گذشتگان، یادآوری بشارت و انذارها، امتداد عقبه فکری، تمییز درگزینشهای پیشرو، شباهتهای اعتقادی و موازنه رفتاری کارایی دارد.