برداشت از هر متنی بر پایه تحلیل صحیح واژگانی آن متن استوار است. این مسئله در بررسی متون دینی و تفسیر متن مقدس به اوج ظرافت خود میرسد، چون توسعه و ضیق معنای مفردات نص دینی و معنای تفصیلی لغات، در احکامی که از آن استخراج میشود، تأثیر مستقیم دارد. محمد جواد بلاغی نجفی، عالمی ذوفنون و صاحب مبنا است که در عرصه زبان و ادبیات عرب دارای آرا و نظراتی نو و پیشبرنده میباشد. با کنکاش در آثار بلاغی این مهم آشکار میشود که ایشان از جمله علمای استظهار محور میباشد. وی به فرایند ظهورگیری، و تحلیل دقیق واژگان که اساس این فرایند است، اهمیتی بسزا میدهد. مقاله حاضر سعی بر آن دارد تا با روش کتابخانهای و شیوه تحلیلی، توصیفی به تحلیل گفتمان انتقادی بلاغی در قبال فرهنگهای لغت بپردازد. از جمله نتایج به دست آمده میتوان به این موارد اشاره نمود: وی فرهنگهای لغت را قابل اتکا نمیداند و اعتماد به ارباب معاجم را به دلیل دوری از عصر اعراب اصیل، ممزوج شدن عرب و غیرعرب، دخیل نمودن اجتهادات شخصی، وجود اغلاط، عدم اهتمام به دستیابی معانی تفصیلی و عدم تمییز معانی حقیقی از مجازی، جایز نمیداند و روششناسی خاصی در کشف معانی اتخاذ نموده است.